تبليغاتX
آذ یاسا قوروپو (انجمن حقوقی آذ یاسا)
 
اولین مرجع آموزشهای حقوقی برای فعالین حرکت ملی آذربایجان
 

 

متن نامه اعتراضی آقای دکتر مولایی(وکیل آقای صالح کامرانی) نسبت به رای بدوی

بسمه تعالی
ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان تهران
با سلام

احتراماً اینجانب یوسف مولایی وکیل آقای صالح کامرانی در پرونده کلاسه 85/7957/ ط د نسبت به دادنامه شماره13/85/1490-27/6/85 مبنی بر محکومیت موکل به یک سال حبس به اتهام انجام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران که مدت 9 ماه آن برای 5 سال معلق شده به دلایل ذیل معترض بوده و تقاضای رسیدگی مجدد دارم.
1- همانطوریکه در لایحه ی ارائه شده به شعبه 13 دادگاه انقلاب و در دفاعیات شفاهی ارائه داده ام بازداشت موقت موکل به مدت 97 روز خلاف قانون آیین دادرسی کیفری بوده، بلاوجه دادگاه و بازپرس علیرغم آماده بودن وثیقه موکل از پذیرش و صدور قرار قبولی وثیقه امتناع نموده اند.
2- اتهام موکل امنیتی نبوده و خارج از صلاحیت دادگاه محترم انقلاب می باشد که این موضوع هم مورد قبول دادگاه محترم بدوی قرار نگرفته است.
3- نحوه ی دستگیری و بازداشت موکل خارج از قوانین مصوب و قانون حفظ حقوق شهروندی و آزادی های فردی بوده، از این بابت هم مورد اعتراض اینجانب و موکل می باشد.
4- همانطوریکه در پرونده مربوطه مندرج می باشد موکل، وکیل دادگستری است و شغلش اقتضا می کند از موکلین خود بدون در نظر گرفتن اعمال و عقاید آنها در چارچوب قانون دفاع نماید. این در حالی است که دادگاه محترم در سطر سوم دادنامه، یکی از دلایل اتهام موکل را وکالت از افراد مخالف نظام و مخلفین امنیت ملّی و قومیت گرا ذکر نموده است بنابراین نه تنها شناسایی این افراد (مخالفین و مخلین امنیت ملی و قومیت گرا ) از وظایف موکل نمی باشد تا از پذیرش وکالت آنها خودداری نماید، بلکه این امر (یعنی عدم پذیرش وکالت آن افراد) از طرف هر وکیل دادگستری خود خلاف وظایف و قوانین وکالتی می باشد. ا ز طرف دیگر این عبارات خصوصاً قومیت گرا مفهوم حقوقی نداشته و از دایره عناوین مجرمانه مصرح در قوانین کیفری جمهوری اسلامی ایران خارج می باشد. اگر افراد فوق مرتکب جرمی شده باشند خود آنها هستند که مسئول عواقب کیفری اعمال خود می باشند و نه وکیلی که از آنها دفاع می کند( از جمله موکل) که این افراد هم اگر موکل وکالت آنها را به عهده گرفته در موردشان قضاوت شده و مسئولیت اعمال خود را به عهده گرفته اند . بنا براین به نظر می رسد صدور این رای خلاف اصل شخصی بودن جرم و مجازات می باشد.
5- مصاحبه با رادیو های بیگانه اگر در چارچوب قوانین باشد و علیه کلیت نظام مطلبی از طرف مصاحبه گر مطرح نگردد نمی تواند به عنوان دلیل ارتکاب اتهام اتسابی در نظر گرفته شود.و بطور کلی موکل مصاحبه ای در جهت تبلیغ علیه نظام نداشته است و اگر مصاحبه ای داشته است در خصوص حقوق زبانی، اقتصادی و اجتماعی موکلین خود در چارچوب قانون اساسی بوده است که این نوع مصاحبه ها معمولا از طرف نمایندگان مجلس و... هم در این رادیو ها صورت می گیرد.
6- یکی دیگر از دلایل اتهام موکل در سطر چهارم دادنامه ( دامن زدن به عدم امنیت به طرق مختلف و ارسال
sms برای افراد و اشخاص که موضوع آن تبلیغ علیه نظام می باشد) ذکر شده است که این موضوع هم بسیار کلی بوده و نمی توان همه ی اعمال موکل از جمله سخنرانی ها و مصاحبه ها و نیز مقالات و sms
های ارسالی از طرف موکل را تحت عنوان فوق آورد. چرا که اعمال موکل بطور کلی در جهت حمایت از حقوق قانونی و طبیعی موکلین خود و نیز آذربایجانی ها می باشد که این حقوق عبارت از حق تدریس و تحصیل به زبان مادری، برخورداری از حقوق مساوی در حوزه ی اقتصاد و ... که در اصل 15، 19و 48 قانون اساسی و نیز کنوانسیون های مصوب بین المللی که در ایران بصورت قانون درآمده باشد و موکل اجرا و استیفای آنها را از همین نظام منبعث از قانون اساسی طلب نموده است که این خواسته های قانونی نمی تواند بر علیه همان قانون مادر تلقی شود.
7- تعلیق مجازات موکل به مدت 5 سال متناسب با اتهام موکل نبوده، و موجب سلب حقوق اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی و ... موکل می باشد .
لذا از آن ریاست محترم نقض دادنامه ی صادره و نهایتاً صدور رای برائت موکل مورد استدعا است.
با احترام
دکتر یوسف مولایی
وکیل آقای صالح کامرانی

تاریخ ارسال خبر 01/09/1385

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 20:12  توسط انجمن حقوقی آذ یاسا  | 
 

محمد رضا عوض پور ، نوجوان هویت طلب آذربایجانی منع تحصیل شد

 

محمد رضا عوض پور ، نوجوان هویت طلب آذربایجانی منع تحصیل شد
محمد رضا عوض پور٫ يک نوجوان هويت طلب آذربايجاني منع تحصيل شد

خانواده عوضپور يکي از هزاران خانواده آذربايجاني است که فقط و فقط به خاطر هويتخواهي٫ مشمول تحمل مجازات غير قانوني و غير انساني رژيم تهران ميشوند.

يکي از فرزندان نوجوان اين خانواده٫ محمد رضا که اکنون ۱۵ ساله است٫ به همراه دو برادر خود دستگير و تحت بدترين شرايط قابل تصور زنداني شده بود. محمد رضا ۱۳ روز در اطلاعات تبريز بازداشت بود. اداره اطلاعات و ماموران سخت دلي که تنها کارشان شکنجه است٫ روح و جسم زنداني برايشان مايه تفريح است.

۹ روز بعدي را که محمدرضا در زندان تبريز محبوس بود٫ بعنوان کابوس زندگي خود قلمداد ميکند و در حين شرح آنروزها اشک از چشمانش جاري ميشود. خواب از چشمانش ربوده شده و آرامش خود را از دست داده است. او٫ تنها باعث اين بدبختيها را سياستهاي شوونيستي ايران خواهد شناخت.



در مصاحبه با راديو صداي آمريکا و نيز در گفتگو با يکي از فعالين پرکار آذربايجاني٫ محمدرضا مشکل تحصيلي خود را نيز بيان ميکند. برادرش مرتضي با لحني پريشان ميگويد: “برادرم از ادامه تحصيل منع شده است. مدارس از نام نويسي او سرباز ميزنند. مقامات دولتي پاسخگو نيستند و ما نميدانيم به کجا شکايت کنيم”.

در عصر ۲۱ هستيم. عصر ارتباطات و عصر تبلور شعور معنوي انسانها. شعوري که دولت به اصطلاح اسلامي ايران خود را صاحب آن ميداند ! جاي عجب داشت اگر شعور انساني اين فاشيستهاي تماميت خواه غير از اين ميبود.

در تاريخ ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۶ (۳۰ شهريور ۱۳۸۵) برادران عوضپور در شرايطي بسيار غير عادلانه دستگير شدند. وسايل درسي٫ کار و شخصي آنها نيز به اداره اطلاعات منتقل شده اند. مصطفي برادر بزرگتر است و بارها به خاطر اعتراضات مدني خود دستگير شده است. سازمان عفو بين المللي بارها در مورد مصطفي و شرايط غير عادلانه حبس او اطلاعيه صادر کرده است. در اين اطلاعيه ها از دولت ايران خواسته شده که ابتدايي ترين حقوق يک زنداني را براي او مهيا نمايد! اما دريغ از اجراي يک نمونه. هم اکنون نيز زندان تبريز فرزند دلاور آذربايجان را در دل تاريک خود پنهان کرده است٫ مصطفي زندانيست.

او از داشتن وکيل منع شده و اجازه ديدار خانواده اش را ندارد. بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. دستگيريها و حبسهاي متوالي٫ بدون داشتن يک محاکمه عادلانه٫ براي او يک همزاد شده است. مصطفي عوض پور از فعالان شريف ملت آذربايجان بوده و در اين راه خستگي ناپذير است. بياييد مصطفي٫ خانواده عوضپور و آينده آنها را محافظت نمائيم.

بياييد براي رساندن صداي اين خانواده شريف به گوش مسئولان نابخرد ايران تلاش کنيم. ميدانيم که شنيدن ناله مظلومان براي آنها عادي شده است٫ پس آنقدر فرياد برآوريم تا مجبور به دادن اجازه تحصيل به محمدرضا و محمد رضاها شوند. حق داشتن تحصيلات را نميشود و نبايستي از انسانها دريغ داشت. شرايط تحصيل در ايران هر قدر هم که دشوار باشد٫ باز هستند فرزنداني که اهداف خود را در تحصيلات جستجو ميکنند. محمدرضا را در رفتن به مدرسه و رسيدن به اهدافش کمک کنيم.

به زودي کمپين امضايي براي رساندن اخبار مظلوميت ملت آذربايجان و فرزندان غيورش به مردم دنيا ايجاد خواهد شد. براي هر چه پربارتر و کارآتر شدن اين کمپين ما را ياري کنيد.
اين نه تنها محمدرضا٫ بلکه فرزند شماست که از تحصيل محروم شده است. براي گرفتن حقوق اوليه خود از چنگال اهريمن٫ با ما فرياد برآوريد.

  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 20:20  توسط انجمن حقوقی آذ یاسا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  





Powered by WebGozar